سرمقاله
مقالات
گفتگو
نقد متون, منابع و ديدگاه ها
از تاريخ
    لينک ها
مرکز جهاني اطلاع رساني آل البيت
حوزه علميه قم
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي
دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري
پايگاه اطلاع رساني امام خميني
دانشگاه بين المللي امام خميني
دفتر مقام معظم رهبري
مجمع جهاني آل البيت
قيام مسلحانه‌ي علي پهلوي بر ضد محمد رضا پهلوي (۲) قسمت دوم

از سوي ديگر نيروهاي نظامي و انتظامي پيش از آنكه از حادثه‌ي تهران باخبر شوند، به گمان اينكه حجت كاشاني در ارتفاعات كوه خرم‌دره به سر مي‌برد، پناهگاه او را در محاصره قرا مي‌دهند و به طرف آن تيراندازي مي‌كنند. همسر حجت كاشاني نيز متقابلا به آتش آنان پاسخ مي‌د‌‌هد و بنابر گزارش ساواك، سرهنگ دوم رضايي فرمانده‌ي منطقه‌ي ژاندارمري قزوين بر اثر گلوله‌اي كه از پناهگاه شليك مي‌شود، به هلاكت مي‌رسد. ساواك زنجان در پي كشته شدن دو تن از كارگران و حركت حجت كاشاني به جانب تهران، حادثه را اين گونه به تهران گزارش مي‌كند: ياد شده ساعت 23:00 مورخه 30/1/54 از پناهگاه خود به اصطبل مزرعه‌ي شخصي مراجعت و چهارنفر از كارگرانش را احضار و آنها را دعوت به جهاد مي‌نمايد ليكن افراد مزبور تقاضاي وي را رد و اظهار مي‌نمايند افكار شما درست نبوده و اين عمل صحيح نمي‌باشد. مشاراليه كه همراه خود دوقبضه اسلحه‌ي كمري و يك تفنگ دولول و يك ساك فشنگ داشته، يكي از كارگران را به محل اقامت والاگهر علي پهلوي نيا اعزام و پيغام مي‌د‌‌هد ماشين مرا روشن كرده و جلوي اصطبل بياور كه والاگهر نيز ماشين را به جلوي اصطبل آورده و بلافاصله به محل اقامت خود مراجعت مي‌نمايند. ياد شده چهار كارگر مزبور را جلوي ديوار قطار كرده و اظهار مي‌دارد حال كه دستور مرا اجرا نمي‌كنيد، روح شما بايد مانند روح فرزندان من به آسمان پرواز كند و شما نيز به پيش آنها خواهيد رفت و من‌ هم به تهران رفته و بعد از تصفيه حساب به آسمانها پرواز خواهم نمود. سپس كارگران مزبور را به گلوله بسته در نتيجه دو نفر از كارگران به نام‌هاي غلام و عين اله (اهل قريه قازقالو) كشته و يكي از آنها به نام اصغر خلجي مجروح و چهارمي براي اينكه نشان دهد تيرخورده خود را به زمين مي‌اندازد. در اين هنگام حجت كاشاني سوار ماشن خودش شده كه به طرف تهران حركت كند. بلافاصله نفر چهارمي كه زنده بوده خود را به شهرباني خرم‌دره رسانده واقعه‌ي امر را بازگو ميكند. شهرباني خرم‌دره وسيله بيسيم شهرباني ابهر و ژاندارمري ابهر را از چگونگي مطلع و اقدام به بستن راه‌ها مي‌نمايند. حجت كاشاني كه راه را مسدود مي‌بيند بلافاصله به مخفي‌گاه خود در كوه‌هاي خرم‌دره مراجعت و در حال حاضر نيروي كمكي منطقه‌ي ژاندارمري كه بر طبق تقاضاي اين ساواك روز جاري از قزوين به محل اعزام شده‌اند، وي را در محاصره قرار دادند. با توجه به اظهارات حجت كاشاني احتمال دارد فرزندان خود را به قتل رسانيده باشد و در حال حاضر تا دستگيري وي نميتوان راجع به فرزندان و همسرش اظهار نظر سريع نمود. ساواك در گزارش ديگري آورده است:

نام‌برده‌ي بالا از چندي قبل محل سكونت خود را ترك و با خانواده‌اش به ارتفاعات قريه‌ي خرم‌دره از توابع شهرستان ابهر زنجان رفته و در آنجا به سر مي‌برده در تاريخ 30/1/54 از پناهگاه خارج و مقابل اصطبل مزرعه‌ي شخصي به چهار نفر از كارگران خود با اسلحه تيراندازي كه دو نفر از آنان كشته و يك‌نفر زخمي مي‌شوند. متعاقب آن به پناهگاه رفته و در برابر مأموريني كه ارتفاعات را محاصره نموده بودند مقاومت و به سوي آنان تيراندازي مي‌نمايد (مراتب قبلاً به استحضار رسيده است). سرهنگ 2 رضايي فرمانده‌ي منطقه‌ي ژاندارمري قزوين بعد از ظهر روز 31/1/54 كه با عده‌اي كمكي از قزوين به خرم‌دره عزيمت نموده بوده در ساعت 17:45 در اثر شليك گلوله‌اي كه از پناهگاه به سوي وي تيراندازي شده بود شهيد مي‌شود. حجت كاشاني هنگام شب از تاريكي استفاده و از محاصره خارج و به تهران عزيمت و ساعت 06:30 روز 1/2/54 به خيابان آريا شهر خيابان 11 پلاك 16 به منزل شخصي به نام تاجدار كارمند بانك مركزي كه قبلاً در دفتر والا حضرت شهناز پهلوي خدمت مي‌كرده و با بهمن حجت كاشاني آشنا بوده مراجعه‌، ابتدا قصد كشتن وي را داشته سپس از كشتن او منصرف و اجازه مي‌د‌‌هد از منزل خارج شود. تاجدار پس از خروج از منزل مراتب را به بازرس شاهنشاهي و ساواك اطلاع مي‌دهد. مأمورين كميته‌ي مشترك ضدخرابكاري منزل مذكور را محاصره و چون حجت كاشاني مقاومت مسلحانه مي‌نمايد در اثر تيراندازي مأمورين در ساعت 12:15 روز 1/2/54 كشته مي‌شود و دو قبضه سلاح كمري و يك قطار فشنگ كه همراه وي بوده به وسيله‌ي مأمورين ضبط مي‌گردد. ضمنا همسر و فرزندان نام‌برده در پناهگاه خرم‌دره مي‌باشند و اين پناهگاه در محاصره مأمورين ژاندارمري بوده و از شب گذشته تيراندازي از طرف پناهگاه به مأمورين قطع گرديده است. در مورد نحوه و ساعت خروج مشاراليه از غار و ترتيب رسيدن وي به طهران تحقيقات ادامه دارد.
به دنبال كشته شدن سرهنگ رضايي فرمانده‌ي منطقه‌ي ژاندارمري قزوين، سرلشگر قاسمي (فرمانده‌ي لشگر 16 زرهي قزوين) و سرتيپ سلحشور (معاون لشگر قزوين) و سرتيپ خالصي (معاون ناحيه ژاندارمري مركز) همراه با يك گروهان سرباز، با ادوات كامل جنگي، شماري زره‌پوش چرخ لاستيكي و نفربر از قزوين به خرم‌دره لشگركشي كردند و از زمين و هوا (با هليكوپتر) پناهگاه حجت كاشاني را كه تنها يك زن و سه دختر خردسال در آن به سر مي‌بردند. به زير آتش گرفتند و چندين نارنجك دستي به درون غار انداختند و كاترين عدل (همسر حجت كاشاني) بر اثر اصابت نارنجك كشته شد. دختر او به نام مريم نيز به شدت جراحت برداشت. بنابر گزارش تأئيد نشده، دختر دو ساله‌ي حجت كاشاني به نام فاطمه نيز آسيب ديد و بينايي خود را از دست داد. بنابر گزارش ساواك، ارتش به گمان اينكه حجت كاشاني در پناهگاه به ‌سر مي‌برد فرمان شليك با توپ 105 به طرف غار صادر كرده بود كه از مركز گزارش رسيد كه بهمن حجت‌ كاشاني در يك درگيري در تهران كشته شده است و از شليك به طرف غار خودداري شود و ادوات جنگي نيز بازگردانيده شود. ساواك زنجان به صورت لحظه به لحظه رويدادهاي خرم‌دره را به مركز گزارش مي‌كرد. در يكي از گزارش‌هاي خود در ساعت 18 روز 1/2/54 خبر داده است:
طبق اطلاعي كه هم‌اكنون واصل شد، دختر بزرگ حجت‌ كاشاني در ساعت 18 از غار خارج و با گريه و زاري، التماس مي‌كرد كه ما و مادرم زخمي‌ هستيم دكتر به كمك ما بشتابد. به طوري كه اظهار شده است دختر در كمال سلامت بوده و هرچه به وي تأكيد مي‌شود كه از محل پايين بيايد، امتناع [ مي‌كند ] و به داخل غار مي‌رود...
ساواك در گزارش ديگري به زخمي شدن كودك 8 ساله‌ي حجت كاشاني چنين اعتراف كرده است:
از فرزندان بهمن حجت ‌كاشاني به اسامي فاطمه 2 ساله، معصومه 4 ساله و مريم 8 ساله كه در وضع بسيار نامناسبي بوده‌اند، در محل (درون غار) عيادت به عمل آمد. وضع روحي، گرسنگي، بي‌خوابي، گريه و زاري آنها، اجازه‌ي تحقيق زيادي از آنان نمي‌داد. معهذا از مريم (8 ساله) كه سمت راست بدن وي بر اثر انفجار نارنجك دستي مجروح شده بود سئوالاتي به شرح زير در حضور سرتيپ خالصي (معاون ناحيه‌ي ژاندارمري مركز) به عمل آمد:
1. طفل اظهار داشت پدرم نيمه‌شب از پناهگاه خارج شد و خيلي خيلي از شب گذشته بود.
2. مادرم بر اثر بمب نظامي‌ها (منظور نارنجك دستي) مرد.
3. سرهنگ رضايي را مادرم نكشت بلكه مادرم تير خالي كرد ولي خدا او را كشت.
پزشك قانوني اظهار داشت جمعاً پنج گلوله به بدن همسر حجت‌ كاشاني (چهار عدد زير بغل راست و يك گلوله به سمت راست گردن) اصابت و باعث مرگ او شده است. و اضافه نمود كه گلوله‌ها از بدن وي خارج نشده است.
پيشنهاد رئيس ساواك زنجان : با توجه به اينكه در اين عمليات، ژاندارمري بنا به اظهار سرتيپ خالصي 7 عدد نارنجك دستي استعمال نموده است، چنان‌چه از زن كالبد شكافي به عمل آيد معلوم خواهد شد كه آيا قطعات نارنجك مشاراليها را به قتل رسانيده و يا گلوله‌ي اسلحه‌ي كمري همسرش. توضيح اينكه جنازه به وسيله‌ي آمبولانس به تهران حمل و اطفال ساعت 11:40 وسيله‌ي هليكوپتر ژاندارمري خرم‌دره به قلعه‌مرغي حركت نموده‌اند...

با اينكه بنابر گزارش ساواك تيراندازي از ساعت 18 روز 1/2/54 از سوي پناهگاه مذكور به كلي قطع شده بود، ارتش شاه و ديگر نيروهاي نظامي و انتظامي تا روز 2/2/54 جرأت نزديك شدن به آن محل را نداشتند و در روز مزبور نيز پس از ساعت‌ها وقت گذراني و وارسي اوضاع غار به خود جرأت دادند كه در محل فرود آيند و از آنجا كه كاترين (همسر مقتول بهمن حجت‌كاشاني)، دختر پروفسور عدل بود از عواقب عكس‌العمل نام‌برده در برابر كشته شدن دخترش به دست نيروهاي نظامي و انتظامي نگران بودند، از اين‌رو، تلاش كرده‌اند وانمود كنند كه كاترين به دست همسرش (بهمن حجت‌كاشاني) پيش از آنكه از پناهگاه خارج شود، به قتل رسيده است.
هم‌زمان با ورود لشگر 16 زرهي به خرم‌دره يك تيم تعقيب و مراقبت براي دستگيري علي پهلوي كه در منزل خود در خرم‌دره به سر مي‌برد، وارد آن روستا شدند. تيمسار نصيري در دستور كتبي خود تأكيد كرده بود:
به محض خروج علي پهلوي از منزل، خلع سلاح و دستگير شود و محل سكونت او مورد بازرسي قرار بگيرد و سلاح و مهماتي كه در منزل دارد، گردآوري و ضبط شود.
تيمسار نصيري (رياست ساواك كشور) پيش بيني مي‌كرد كه اگر مأموران براي دستگيري نام‌برده به منزل يورش برند، چه بسا با مقاومت مسلحانه‌ي او رو به رو شوند و ممكن است در درگيري با مأموران آسيبي به او برسد و يا از پاي دربيايد. مقامات ساواك به خوبي مي‌دانستند كه كشتن يك تن از افراد دودمان پهلوي (پسر برادر شاه) با واكنش شديد اعضاي خاندان سلطنت رو به رو خواهد شد. بي‌ترديد آنان اين رويداد را تحمل نخواهند كرد و كمترين مجازات آن كنار گذاشتن فرماندهان و مقامات كشوري و لشكري است كه در صحنه‌ي درگيري حضور داشته‌اند. از اين رو، جناب تيمسار به تيم تعقيب و مراقبت دستور اكيد داده است كه منزل او را در محاصره و زيرنظر داشته باشند. تا ازمنزل بيرون بيايند و او را در بيرون منزل به شكل غافل‌گيرانه دستگير كنند. آن گاه كه علي پهلوي از منزل خود در خرم‌دره بيرون مي‌آيد، بي‌درنگ در محاصره‌ي اكيپي كه منزل را به صورت نامرئي در محاصره داشتند، قرار مي‌گيرد و دستگير مي‌شود. مأموران نام‌برده را به مركز ساواك در تهران انتقال مي‌دهند و پس از بازجويي به بازداشتگاه اوين تحويل مي‌شود. هنگام ورود او به زندان اوين ـ طبق صورت جلسه‌اي ـ وسايل همراه و محتويات جيب او را چنين فهرست برداري كرده‌اند:‌

چمدان يكعدد، پليور دو عدد، شلوار دو عدد، زير پيراهن چهار عدد، زير شلوار چهار عدد، مسواك يك عدد، قرآن مجيد يك جلد ترجمه لاتين، كتاب يك جلد، وجه نقد 30000 ريال، كليد يك عدد، كاغذ يادداشت انگليسي يك برگ، كلام الله مجيد با گردن بند استيل يك عدد، روسري يك عدد، چكمه لاستيكي يك جفت. مأموران ساواك پس از دستگيري علي پهلوي منزل او را در خرم‌دره مورد بازرسي قرار داده در بررسي اوليه گزارش داده اند:

... تاكنون تعدادي سلاح‌هاي مختلف از جمله برنو كوتاه و بلند كه تعدادي از آنها در لحاف پيچيده شده بود، به اضافه‌ي يك والتر و مقدار زيادي فشنگ‌هاي مختلف و يك صندوق پول حدود چهار صد الي پانصد هزار تومان (هنوز شمارش نشده) از منزل والاگهر علي كشف گرديده است. نتيجه‌ي بررسي كامل متعاقبا اعلام خواهد شد. رييس ساواك استان زنجان: جهان بين
از ماشين سواري علي پهلوي كه حجت كاشاني آن‌ را ميان راه زنجان ـ تهران رها كرده بود، بنا بر گزارش ساواك اسلحه و وسايل ديگر به دست آمد. از جمله: 270 تير فشنگ اسلحه كمري كاليبر 45، 188 تير فشنگ خفيف كاليبر 22، يك كوله پشتي و يك قمقمه سربازي، ‌تعدادي خرما و يك جلد قرآن و وسايل نماز. گزارش نهايي ساواك پيرامون اسلحه و مهمات به دست آمده در منزل علي پهلوي در خرم‌دره به اين شرح است:
1 ـ تفنگ پنج تير گلوله زني برنو يك قبضه
2 ـ تفنگ گلوله زني منچستر يك قبضه
3 ـ تفنگ دولول شكاري يك قبضه
4 ـ تفنگ گلوله زني پنچ تير پران يك قبضه
5 ـ تفنگ گلوله زني با دوربين ماوزر يك قبضه
6ـ تفنگ خفيف كاليبر يك تير ساخت چكسلواكي يك قبضه
7 ـ اسلحه كمري وار (بدون خشاب) با مارك شهرباني يك قبضه
8 ـ كارد دولبه يك عدد
9 ـ كارد خنجري مارك جنرال يك عدد
10 ـ قطب نما يك دستگاه
11 ـ توپي اسلحه كمري توتال كاليبر 22 يك عدد
12 ـ دو بسته وسايل تنظيف مربوط به اسلحه‌ها عبارت از سنبه، برس با جلد مربوطه
مهمات:
1 ـ‌ فشنگ برنو سري‌هاي مختلف 34 تير با جلد چرمي
2 ـ فشنگ كاليبر 45، ده جعبه، هر جعبه 50 تير، جمعاً 500 تير
3 ـ فشنگ كاليبر 32 ـ 22 تير آكبند كاغذي
در پي كشته شدن بهمن حجت ‌كاشاني و همسرش (كاترين) و بازداشت علي پهلوي، ساواك به دستگيري گسترده‌اي در خرم‌دره و تهران دست زد و شماري از كساني را كه با نامبردگان به نحوي در ارتباط بودند تحت تعقيب و مورد بازجويي قرار داد. طاهر حنيفه و حسن نظري از كارگران باغ و منزل علي پهلوي از كساني بودند كه مورد بازجويي قرار گرفتند. نامبردگان در بازجويي‌هاي خود نظرياتي درباره‌ي علي پهلوي دادند كه تا پايه‌اي نمايانگر خصلت‌ها و ويژگي‌هاي او مي‌باشد و از باورمندي و پاي‌بندي او به اسلام، نشان دارد. حسن نظري در پاسخ به پرسش‌هاي بازجو پيرامون عملكرد علي پهلوي مي‌گويد:
... نماز مي‌خواند، به مردم كمك مي‌كرد، به اشخاص كور و مريض كمك مي‌كرد، خمس و زكوه، هم مي‌داد، مرتب نماز مي‌خواند و در اول كار هم رفت بيمارستان او را ختنه كردند... موقعي كه سونيا [ همسر علي پهلوي ] از سوييس آمد در حضور پروفسور عدل و بهمن حجت كاشاني و محضردار دربار و والاگهر در پونك، سونيا به عقد قانوني والاگهر درآمد و مسلمان شد... چادر نماز سر مي‌كرد و ضمنا از آن موقع به كلي هيچ مردي به خانه‌ي آنها نمي‌رفت و اصولا مرد را راه نمي‌دادند و حتي از من هم رو مي‌گرفت... والاگهر خودش صبح تا شام در منزل كار مي‌كرد... از همه كناره‌گيري كرده بود و كسي هم به ديدن او نمي‌آمد.
علي پهلوي نيز در بازجويي خود به نكته‌هاي درخور توجهي اشاره كرده و روي مسائل با اهميتي انگشت گذاشته است، برخي از اعترافات او در پي مي‌آيد:
... حجت‌ كاشاني در راه خدا همه چيز خودش را داده بود و از جان گذشته بود، مي‌گفت بالأخره در راه خدا خواهم مرد. من از نظر هجرت با او هم‌عقيده بودم ليكن با جهاد موافق نبودم... به عقيده‌ي من يك نفر [به تنهايي] نمي‌تواند جهاد كند، چون اين عمل يك نوع خودكشي است و خودكشي در دين اسلام قدغن است.... من تا جايي كه اجتماع مسلمان باشد، با اجتماع كاري ندارم، [ اما ] زن‌هاي لخت را قبول ندارم. من فرد اجتماعي هستم، مي‌خواهم بچه‌هايم را بياورم بيرون [ تو اجتماع ليكن ] نمي‌خواهم زن‌هاي لخت را ببينند. ميني‌پوش‌ها را قبول ندارم. من مخالف اين چيزها هستم. من با مشروب خوردن اين اجتماع مخالفم... من با مشروب‌ فروشي مخالفم. چرا مشروب فروشي هست؟ و كاميون كاميون آبجو توزيع مي‌شود در اين مملكت... من تقاضا مي‌كنم كلمه‌ي والاحضرت را از جلوي اسمم برداريد... من كشورم را دوست دارم و به مردم مي‌گويم قرآن گفته مشروب نخوريد... من روحيه‌ي والاحضرتي ندارم، من يك فرد عادي هستم... به هر حال به من والاحضرت نگوييد. به من بگوييد: علي پهلوي! چون والاحضرت‌ها را در پنبه بزرگ مي‌كنند و من ميل دارم لباس خود را در جوي آب بشويم. در مورد هجرت، من هم روزي هجرت خواهم نمود... در قرآن گفته هجرت كنيد و در جايي گفته جهاد كنيد... در مملكت ما پنج مورد است كه اجرا نمي‌شود: دست دزد را نمي‌برند، زن‌ها حجاب ندارند، مشروب به حد وفور مصرف مي‌شود، سينماها داير است، بانك‌ها نزول مي‌گيرند. در قرآن نزول قدغن است...
رئيس ساواك اين نظريات علي پهلوي را كه در زندان بازگو كرده بود، به شاه گزارش مي‌كند و به اصطلاح به شرف عرض مي‌رساند و پاسخ شاه را به نام خود اين ‌گونه به او ابلاغ مي‌كند:
... شما مسلمان واقعي نيستيد، آن‌ قدر در زندان مي‌مانيد تا بپوسيد، يا مسلمان واقعي شويد. يك مسلمان واقعي كه اين كارهاي شما را نمي‌كند و دنبال حجت آدم‌كش نمي‌رود. مسلمان واقعي كارهايي كه شما مي‌كنيد هرگز نمي‌كند. كدام كار شما به يك مسلمان واقعي شباهت دارد. شما نامه را به خط لاتين مي‌نويسيد و خود شما نمي‌دانيد چه مي‌خواهيد. اين كارهايي كه شما مي‌كنيد در كجاي قرآن نوشته شده است؟ شما هنوز نمي‌دانيد كه قرآن چيست و چه مي‌گويد...
علي پهلوي از زندان نامه‌هايي به خط لاتين براي مادر، همسر و فرزندانش نوشته و با آنان درد دل كرده است. در نامه به همسرش نوشته است:

من در سلول خود تنها هستم، من به خدا فكر مي‌كنم و به تو مي‌انديشم و به فرزندان فكر مي‌كنم و سپس دوباره به خدا مي‌انديشم... به خدا فكر كن... سوزا! بيانديش كه او همه چيز را گرامي مي‌كند... من هيچ نمي‌دانم ولي مي‌دانم كه خدا وجود دارد و تو را دوست دارم...
علي پهلوي در مدتي كه در زندان مي‌گذرانيد با شاه و تيمسار نصيري رئيس ساواك نيز، گاهي برخوردهاي كتبي داشته و پيام‌هاي تند و معني‌داري ميان آنان رد و بدل مي‌شده است. علي پهلوي در يك صحبت خصوصي با يكي از مقامات ساواك اظهار مي‌دارد:
... مگر من چه كرده‌ام، به جز اينكه از دين پيغمبر صحبت مي‌كردم، آن‌ وقت والاگهرهاي ديگر مثل پسر همين خاتمي كه شنيده‌ام معتاد به هروئين است و يا والاگهر نيلوفر و يا والاگهر شهرام كه مادرشان والاحضرت اشرف مي‌باشد به علت داشتن پارتي در امر قاچاق مواد مخدر دست داشته كه مراتب در جرايد خارج نيز درج شده است. [او] مي‌تواند هر موقع بخواهد به خارج از كشور برود ولي من به علت كسالت و معالجه تقاضاي مسافرت به امريكا نمودم، مخالفت كردند. آن وقت مي‌گويند چرا انسان ناراحت مي‌شود، مگر با زور و فشار مي‌شود تمام كارها را انجام داد، وقتي فشار بيش از حد شد انسان هم بالأخره عكس‌العمل نشان مي‌دهد. من دوستاني دارم كه اگر اين فشارها را براي آنها كه همگي مخبرين جرايدي مثل پاري ماچ در امريكا و يا انگليس هستند بنويسم، ديگر آبرويي نمي‌ماند... ليكن چون من اعتقاد به دينم دارم و مسلمان هستم، مي‌بينم اگر چنين كنم از نظر مذهب صحيح نيست... پس به خدا واگذار مي‌كنم و مطمئن هستم كه موفق خواهم شد...
رئيس ساواك پس از دريافت نظريات او دستور مي‌د‌‌هد اين پيام را بدون كم و كاست به علي پهلوي برسانند:
... آيا شما مي‌دانيد كه شريك جرم قاتلي هستيد و اسلحه‌ي خود را در اختيار يك نفر كه قتلي انجام داده گذارده‌ايد؟ و آيا نمي‌دانيد از وسيله‌ي نقليه‌ي شما كه در اختيار او گذارده بوديد براي انجام اين قتل استفاده كرده است و طبق قوانين تمام كشورها شما در اين قتل شريك جرم هستيد؟ و به علت والاحضرت بودن تحت تعقيب قرار نگرفتيد؟ متأسفانه شما تحت تأثير تبليغات سوء جرايد چپ كمونيست و جرايد مخالف ايران و اراجيفي كه روي دشمني با ايران مي‌نويسند، قرار گرفته‌ايد. فرزندان شادروان خاتمي جوانان پاك‌سرشت ورزشكار و خلبان هستند، چگونه مي‌توانند معتاد باشند؟ جاي تأسف است كه به دروغ‌هاي بيگانگان غير مسلمان توجه مي‌كنيد و به حقايق توجهي نداريد. البته مي‌دانيد كه دروغ‌گويي و توجه به دروغ و بازگو كردن دروغ در مذهب اسلام از گناهان بزرگ است...
علي پهلوي نيز متقابلا براي رئيس ساواك چنين پيام مي‌دهد:
1. در مورد اسلحه بايد بگويم اگر من گناه‌كار باشم به همان اندازه كساني كه به من اجازه‌ي داشتن اسلحه داده‌اند، گناه‌كار هستند.
2. در مورد وسيله‌ي نقليه كه در اختيار بهمن گذاشته‌ام و به راه انجام قتل استفاده كرده... بايد اين‌طور گفت كه چون هواپيمايي كه پدرم با آن سقوط كرد و كشته شد مي‌گويند باك بنزينش سوراخ بوده و هواپيما متعلق به اعلي‌حضرت همايوني بود، پس تقصير متوجه اعلي‌حضرت است، در حالي‌ كه اين‌طور نيست!
3. در مورد اينكه من تحت تأثير تبليغات سوء جرايد چپ كمونيست و جرايد مخالف ايران و اراجيفي كه روي دشمني با ايران مي‌نويسند قرار گرفته و گفته‌ام فرزندان شادروان خاتمي معتاد بوده‌اند، بايد بگويم گوينده‌ي اين مطلب به خود من، والاحضرت بهزاد فرزند والاحضرت حميدرضا بوده‌. چگونه گوينده‌ي اين مطلب يعني والاحضرت بهزاد را كمونيست خطاب مي‌كنيد. اين مطلب را فراموش نخواهم كرد.
4. تاجدار همان شخصي كه بهمن در منزلش به قتل رسيد، با بهمن دوست بود و مأمور ساواك هم بود، پس ساواك از دوسال پيش اطلاع داشته و نيامده حرفي بزند.
5. من سه سال پيش هفت تيري به بهمن دادم... در حالي‌ كه همان زمان پروفسور عدل اقلاً سه يا چهار قبضه تفنگ به بهمن داد. اگر من شريك جرم باشم چرا پروفسور عدل كه اسلحه‌ي بيشتري به بهمن داد، شريك جرم شناخته نشد؟...
6. در مورد اعتياد والاحضرت‌ها بايد بگويم والاحضرت بهزاد مطالبي مي‌گفت و حتي عنوان نمود كه والاحضرت داريوش (فرزند والاحضرت فاطمه از همسرامريكايي)، معتاد مي‌باشد و حتي نزد من گفته كه خودش هم مواد مخدر استعمال مي‌كند...
7. من نصيحت تيمسار نصيري را مي‌پذيرم و حرف‌هايم را پس مي‌گيرم، چون خودم نديدم كه والاحضرت‌ها معتاد باشند و چون ديدم تيمسار مسلماني داريم، كينه‌اي به دل ندارم و خوشحال شدم كه تيمسار نصيري اطلاعاتي از دين دارند...

رژيم شاه، علي پهلوي را مدت كوتاهي در زندان نگه داشت و سرانجام تصميم گرفت كه او را به همراه همسر و فرزندانش به منطقه‌ي گرگان تبعيد كند تا در ملك شخصي پدرش در كلاله به كشاورزي و دامداري بپردازد و زير نظر و مراقبت ساواك مازندران قرار داشته باشد و هيچ‌گونه سلاح گرمي نيز در اختيار او نباشد. جالب توجه اينكه ساواك زنجان توصيه مي‌كند كه كودكان بهمن حجت‌ كاشاني نيز نبايد با ساير كودكان در كودكستان و يا دبستان بگذرانند و سلاح نيز نبايد در دسترس آنان به خصوص مريم (8 ساله) قرار بگيرد! علي پهلوي پس از اقامت اجباري در كلاله درخواست كرد كه شهرت او از پهلوي به اسلامي تغيير كند. اين درخواست بي‌درنگ از سوي رژيم شاه پذيرفته شد تا به اصطلاح آن وصله‌ي ناجور از خاندان پهلوي زدوده شود! در پي اقامت علي پهلوي در كلاله‌ي گرگان، ديگر اطلاعي از او در دست نيست تا در نيمه‌ي سال 1357، گزارشي به ساواك و دربار مي‌رسد كه:
نام‌برده مرتب به جوانان تلقين مي‌نمايد كه با روحانيون همكاري كنند و براي نجات دين اقدام نمايند و از گذاشتن پول خود در بانك‌ها خودداري كنند.

اعتذار: فصلنامه‌ي 15 خرداد لازم مي داند مراتب تأسف خود را از خطايي كه در شماره‌ي نخست اين نشريه روي داد و عكس خانوادگي جناب علي پهلوي به علت شتاب‌زدگي در نشريه به چاپ رسيد، اعلام نمايد و از جناب ايشان و خانواده‌ي محترمشان پوزش بخواهد.